+ نوشته شده توسط آرام در 85/10/02 و ساعت
9:43 |
+ نوشته شده توسط آرام در 85/10/02 و ساعت
9:30 |
+ نوشته شده توسط آرام در 85/09/25 و ساعت
11:54 |
+ نوشته شده توسط آرام در 85/09/12 و ساعت
17:1 |
دشت سرسبز الشتر با مختصات جغرافیایی 47 و 54 تا 48 و 3 طول شرقی و 33 و 38 تا 34 و 1 عرض شمالی و ارتفاع متوسط 1500 متر بالاتر از سطح دریا و بارندگی متوسط 520 میلیمتر در سال در شمال استان لرستان و در فاصله 49 کیلومتری مرکز استان ( خرم آباد ) قرار گرفته است . از نظر طبقه بندی آب و هوایی در منطقه سرد کوهستانی واقع شده است . وجود چشمه سارها و سرابهای متعدد این منطقه را از سایر نقاط استان متمایز نموده است ، خاک حاصلخیز این منطقه از دیگر شاخصهای کیفی و مناسب رونق کشاورزی و دامپروری بشمار میرود . الشتر از پیشینه تاریخی دیرینه ای برخوردار است . در کند و کاوهای باستانشناسی آثاری از تمدن کهن که متعلق به سه هزار سال قبل از میلاد بوده در این منطقه کشف شده است . الشتر بنا به موقعیت خاص آن در متون و کتب تاریخی و جغرافیایی قدیم به صور مختلف و به کرات به قلم اندیشمندان و شعرای محلی رقم خورده است . مرحوم ساکی در کتاب جغرافیای تاریخی لرستان می نویسد : بعید نیست شهر زیبای تیسا که اسکندر کبیر برای دیدن اسبهای خوش اندامش رنج سفر به غرب ایران را بر خود هموار می کرده است در همین شهر الشتر کنونی واقع شده باشد . حیدری نیز در کتاب جغرافیای تاریخی الشتر و ریشه نژادی لر می گوید : الشتر شهرکی است با هوای درست و بسیار کشت و از وی فندق خیزد . الشتر فعلی مطابق اسناد و مدارک حاضر سابقاً موسوم به آل اشتر بوده است . در پشت قلعه دولتی در خود الشتر آثار شهر خرابه ( آل اشتر ) دیده می شود و در قبرستان شهر مذکور سنگ قبوری که با خط میخی و کوفی نوشته شده یافت می شود . جمعیت این شهر طبق آخرین آمار اعلام شده بیش از 33000 نفر و با فرض صفر بودن مهاجرپذیری در آن دارای رشد جمعیتی در حدود 1 % می باشد . اشعاری در وصف الشتر بهشت خدا لرستان کنام دلیران بود دلیران پر دل جو شیران بود در این خطه مردان زورآزما طلب کرده قوت براه خدا لرستان نگینی که دارد به بر ویا تاج زری که دارد به سر الشتر بود یا که جنات حق بهاران زمینش چو مرآت حق شنیدم ز فردوسی آن مرد راد که مازندران شهر ما یاد باد بگویش ز قولم که مازندران نیرزد به کنجی ز ملک لران در اینجا زمین سبز و بالا کبود دماغ فلک زین حسد پر ز دود بهاران که گلشن زند خیمه را چکاوک بساطش نماید بپا شقایق حیات ابد یافته ز خون زمستان کله بافته زلالی آبش چو اشک بصر زمستان در اینجا ندارد اثر ریاحین و نرگس بهر سو بود زمینش تو گویی که مینو بود لرستان سراسر بهشت خداست ولیکن الشتر بهشتی جداست شاعر : رضا حسنوند- شوریده لرستانی + نوشته شده توسط آرام در 85/09/12 و ساعت
16:59 |
داخلي. عمراني. شهرداري
شهردار الشتر لرستان گفت: حجم توليد زباله در اين شهر ۳۰هزار نفري دو برابر متوسط كشوري است. مهندس" مظاهر محمدزاده" روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: وي اظهار داشت: اين در حالي است كه نرم توليد زباله در كشورهاي پيشرفته ۲۵۰گرم است كه براي كاهش حجم توليد زباله در شهر الشتر نياز به كار فرهنگي و اطلاع رساني است. وي اضافهكرد: شهرداري الشتر مصمم است در صورت مساعدت استانداري لرستان تمام معابر و كوچههاي اين شهر را تا پايان امسال آسفالت كند. شهردار الشتر گفت: همچنين با همت مجموعه پرسنل شهرداري سرانه فضاي سبز اين شهر طي دو سال گذشته با ۲/۵متر مربع افزايش، به ۸/۵متر مربع رسيده است اما تا رسيدن به نرم ۱۲مترمربع كشوري، نياز به اهتمام بيشتري است. وي كمبود نيروي فني و متخصص در شهرداري الشتر را از مشكلات مديريتي برشمرد و افزود: تنها ۳۰درصد ۱۳۵نفر نيروي انساني فعال اين شهرداري داراي تحصيلات ديپلم به بالا هستند. مهندس محمدزاده سهم درآمدي شهرداري الشتر در سال جاري و از محل ماده واحده ، كمكهاي تجميع عوارض كشور و منابع عمومي شهرداري را ۲۴ميليارد ريال ذكر كرد و ابراز داشت: تاكنون ۳۵درصد اين مبلغ محقق شده است و صرف عمران شهري الشتر خواهد شد. + نوشته شده توسط آرام در 85/09/12 و ساعت
16:38 |
نمایی از میدان امام خمینی در شهر
+ نوشته شده توسط آرام در 85/09/12 و ساعت
16:30 |
1. وقتي ازدواج كردي عكس همسرتو بذار تو كيفت تا هروقت به مشكلي برخوردي بهش نگاه كني و يادت بياد يه مشكل بزرگتر هم داري 2. تركه بعد از سي سال مو ميكاره فرداش تو بانك حج تمتع برنده ميشه 3. تركه مير امام رضااحساساتي ميشدميگدياامام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور مي كني 4. يه روز تركه رو برق سه فاز مي گيره پرت ميشه بلند ميشه مياد جلو ميكه اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو 5. يه روز يه بچه كوچولو به يه زنه هامله ميگه خانم شما اون بچه اي كه تو شكمتون هسته رو دوست داريد زنه ميگه اره بچه ميگه مطميني ميگه اره بچه ميگه پس چرا قورتش دادي. 6. يه روز يه اصفهاني رو مي خواهند اذيت كنند اون مي بندند به تير برق مي گن كوچه ي پايني شام ميدهند 7. به تركه ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن. 8. يك لره زن تهراني ميگيره تهرانيا ميگفتن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباست لرا برا اينكه كم نيارن ميلن گوني گوني پشگل عباس علي خوشگل 9. ز يه رشتي ميژرسن كدوم بچتو دوست داري 10. يك روز يه تركه تو ماشينش راديو روشن ميكنه بعد راديو ميگه:مسير همت به امام حسين بسته ميباشد. تركه ميگه خيله خوب باور كرديم چرا قسم ميخوري. 11. ميدوني فرق تو با گاو چيه؟؟ 12. به تركه ميگن شغلت چيه؟ ميگه:يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلشو لو نميده + نوشته شده توسط آرام در 85/09/12 و ساعت
16:27 |
اَلَشْتَر، شهري از شهرستان سلسله در استان لرستان. نام الشتر در مآخذ اسلامى به صورتهاي لاشتر (اصطخري، 197؛ ابن حوقل، 2/358، 360)، ليشتر ( حدود العالم، 407؛ ابن اثير، 10/398؛ راوندي، 209، 229) و اشتر (ظهيرالدين، 55) آمده است. ياقوت آن را به دو گونة اشتر و لاشتر آورده، ولى تلفظ محلى آنجا را ليشتر دانسته است (1/276، 341). وجه اشتقاق آن را، برخى با كلمة ايشتار (عشتر) ممكن دانستهاند (باستانى، 286-287)، ولى مبناي علمى براي اين گفته وجود ندارد. الشتر در 48 و 15 طول شرقى و 33 و 51 عرض شمالى، و در ارتفاع 600 ،1متري از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهر در 48 كيلومتري شمال خرم آباد (مركز استان) و 11 كيلومتري راه خرمآباد به نورآباد واقع شده كه ادامة اين راه پس از عبور از هرسين، به كرمانشاه منتهى مىشود ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 34؛ نقشة راهها). شهر الشتر در دشتى به همين نام قرار گرفته است و كوههاي گزين و خرگوشيناب از رشته كوههاي زاگرس ميانى از دو سوي شمال و خاور آن را در برگرفتهاند. همچنين كوه بازگيران، نثار پهن و سياهدل در فاصلة كمتري در شمال خاوري، خاور و جنوب خاوري آن قرار دارند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33؛ نقشة عمليات). آب و هواي اين ناحيه از لرستان، معتدل و نيمه خشك است و حداكثر دماي آن در تابستان به 39 و حداقل آن در زمستان به 7- سانتىگراد مىرسد. رودهاي فصلى متعددي از ارتفاعات شمالى و خاوري به سوي دشت الشتر جاري است كه از ميان آنها تنها مسير رودخانة فصلى كَهمان از مركز بخش مىگذرد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33-34). دامنههاي شمالى كوه گزين، سرچشمة آبهاي جاري به سوي نهاوند است (نقشة عمليات). بنابر افسانهاي كهن، اين سرچشمه (كوهها) طلسمى داشته (در متن: دو طلسم) به نقش گاو ماهى بر تودة برف و يخ كه گويا حامى و نگهبان آن بوده است (ياقوت، 1/276، به نقل از ابن فقيه). برخى خاورشناسان سرزمين كهن الشتر را همان «نسا» دانستهاند كه داريوش در كتيبة بيستون از آن ياد كرده است، ولى پورداود در اين نظريه ترديد كرده است، زيرا نساي ياد شده متعلق به دورة ماد، و از مكانهاي مهم پرورش اسب بوده است (ص 288-290). آثاري چون سفالهاي منقوش و اشياء برنزي كه در دشت الشتر كشف شدهاند، نشانة آبادانى اين سرزمين در دورههاي كهن است (استاين، 291 -277 ؛ گدار، 25، 26؛ واندنبرگ، 95). حمدالله مستوفى به وجود آتشكدة اروخش (يا اردخش، اردحش، اروحش) كه قبلاً در آنجا وجود داشته، اشاره كرده است (ص 107). اصطخري به موقعيت مكانى الشتر اشاره كرده، و آنجا را از شهرهاي جبال دانسته كه در 10 فرسخى نهاوند و 12 فرسخى شاپورخواست بوده است (ص 197). ابن حوقل الشتر را در ميان راه ري به شاپورخواست نوشته است (2/358). در حدود سدة 6ق، الشتر از تختگاههاي برسقيان بوده است (ظهيرالدين، 56؛ راوندي، 229). در نيمة نخست همان سده در الشتر، گروهى از اميران با برسقِ الشتر بر ضد مسعود بن ملكشاه سلجوقى هم عهد شدند. سلطان پس از آگاهى به الشتر رفت و اميران از كردة خويش پشيمان شدند و سلطان نيز از گناه آنان درگذشت (همانجا)، اما طغرل پس از شكست از برادرش مسعود هنگام فرار به سوي خوزستان، وزير خويش خواجه قوام الدين درگزينى را در الشتر به دار آويخت (ظهيرالدين، 55). در دورة صفويه حكومت الشتر به اميران كرد سپرده شد (اسكندربيك، 141). در اواخر سدة 13ش، دژ استواري كه قلعة مظفري نام گرفت، در خاور الشتر، توسط مهري خان اميرالعشاير و مهرعلى خان امير منظم ساخته شد ( فرهنگ جغرافيايى ايران، 6/21). مدتى مهرعلى خان در اين قلعه حكمرانى كرد و موجبات ناامنى در شمال لرستان را فراهم آورد، ولى سرانجام توسط حاكم نظامى لرستان دستگير و اعدام شد (استارك، 21، 22). مىتوان گفت كه اين ناامنيها مانع آبادانى الشتر در سدههاي اخير بوده است (ظل السلطان، 608؛ استارك، 22). اين آبادي مدتى به نام قلعة مظفري و مركز دهستان الشتر شناخته مىشد ( فرهنگ جغرافيايى ايران، همانجا؛ اسامى...، 276، 278؛ گزارش...، 10). همچنين در آغاز سدة حاضر به اين نواحى «سلسله» نيز گفته مىشده است و ييلاق برخى ايلات و طوايف لر مانند حسنوند و يوسفوند و كولىوند بوده كه بيشتر آنها در 1312ش تختهقاپو شدند (كريمى، 160؛ رزم آرا، 96 ، 97، 107، 112). هم اكنون الشتر تنها شهر شهرستان سلسله شمرده مىشود، ولى تا 1372ش نام الشتر به يكى از بخشهاي هشت گانة شهرستان خرم آباد اطلاق مىشد. از 1373ش دهستانهاي آن، زير نام بخش مركزي شهرستان سلسله از شهرستان خرم آباد جدا شده است ( آمارنامه، 1372ش، 16-17، 19). در 1355ش، الشتر 751 ،5نفر ( 084 ،1خانوار) جمعيت داشته است و در سرشماري 1365ش، جمعيت آن به 146 ،14نفر ( 491 ،2خانوار) افزايش يافته بود ( سرشماري، 1355ش، 1/ل؛ سرشماري، 1365ش، 19). آخرين برآورد در 1373ش، جمعيت الشتر را 079 ،23نفر ( 523 ،3خانوار) با بعد خانوار بيش از 6 نفر نشان مىدهد ( آمارنامه، 1373ش، 86). ساكنان الشتر بيشتر به زبان فارسى با گويشهاي لري و لكى سخن مىگويند و تقريباً همگى شيعهاند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33، 34). 2/81% از جمعيت فعال الشتر، شاغل، و بقيه بيكارند ( آمارنامه، 1373ش، 73). فعاليت اقتصادي آنان به ترتيب در گروههاي عمدة ساختمان، كشاورزي و دامپروري و صنعت متمركز شده است ( سرشماري، 1365ش، همانجا). زمينها و باغهاي اطراف شهر بيشتر به كشت غلات و حبوبات، تره بار، سويا، چغندرقند، سيب، گلابى، هلو، زردآلو، گردو و گيلاس اختصاص يافته است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33). همچنين 3/78% از جمعيت 6 ساله و بيشتر الشتر باسواد، و بقيه بىسوادند ( آمارنامه، 1373ش، 86). در الشتر، افزون بر 7 مدرسة ابتدايى، دو مدرسة راهنمايى و دو دبيرستان، يك مدرسة فنى و حرفهاي و يك واحد دانشگاه پيام نور نيز داير است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 35). آثار بر جاي مانده در نزديكى الشتر اينهاست: پلى بزرگ منسوب به ابوالنجم بدربن حسنويه (حك 369- 405ق) و نيز گورهاي متعدد منسوب به خاندان برسقيان (گلزاري، 1/226؛ ايزدپناه، 1/58). مآخذ: آمارنامة استان لرستان (1372ش)، سازمان برنامه و بودجة استان لرستان، تهران، 1373ش؛ همان (1373ش)، تهران، 1374ش؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، ليدن، 1939م؛ اسامى دهات كشور، وزارت كشور، تهران، 1323ش؛ استارك، فريا، سفري به ديار الموت، لرستان و ايلام، ترجمة على محمد ساكى، تهران، 1364ش؛ اسكندربيك منشى، عالم آراي عباسى، تهران، 1350ش؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، ليدن، 1927م؛ ايزدپناه، حميد، «خاندان برسقيان لرستان»، نامة مينوي، به كوشش حبيب يغمايى و ديگران، تهران، 1350ش؛ باستانى پاريزي، محمد ابراهيم، خاتون هفت قلعه، تهران، 1344ش؛ پورداود، ابراهيم، فرهنگ ايران باستان، تهران، 1356ش؛ حدود العالم، به كوشش مينورسكى، كابل، 1342ش؛ حمدالله مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن، 1331ق/1913م؛ راوندي، محمد، راحة الصدور و آية السرور، به كوشش محمد اقبال، تهران، 1333ش؛ رزمآرا، على، جغرافياي نظامى ايران، لرستان، تهران، 1320ش؛ سرشماري عمومى نفوس و مسكن (1355ش)، استان لرستان، مركز آمار ايران، تهران، 1359ش؛ سرشماري عمومى نفوس و مسكن (1365ش)، نتايج تفصيلى، شهرستان خرمآباد، مركز آمار ايران، تهران، 1367ش؛ ظل السلطان، مسعود ميرزا، خاطرات، تهران، 1368ش؛ ظهيرالدين نيشابوري، سلجوقنامه، تهران، 1332ش؛ فرهنگ جغرافيايى آباديهاي كشور (خرمآباد)، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، 1373ش، ج 58؛ فرهنگ جغرافيايى ايران (آباديها)، استان ششم، دايرة جغرافيايى ستاد ارتش، تهران، 1330ش؛ كريمى، بهمن، راههاي باستانى و پايتختهاي قديمى غرب ايران، تهران، 1329ش؛ گدار، آندره، هنر ايران، ترجمة بهروز حبيبى، تهران، 1358ش؛ گزارش مشروح حوزة سرشماري خرمآباد، وزارت كشور، تهران، 1338ش؛ گلزاري، مسعود، كرمانشاه - كردستان، تهران، 1357ش؛ نقشة راههاي جمهوري اسلامى ايران، تهران، سحاب، شم 506؛ نقشة عمليات مشترك (زمينى)، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، 1371ش، گ 9- 39 ؛ NI واندنبرگ، لويى، باستان شناسى ايران باستان، ترجمة عيسى بهنام، تهران، 1348ش؛ ياقوت، بلدان؛ نيز: + نوشته شده توسط آرام در 85/09/12 و ساعت
16:26 |
+ نوشته شده توسط آرام در 85/08/29 و ساعت
13:6 |
|
|